حجتالاسلام والمسلمین حسین لاغری، از مبلّغان شهرستان آمل، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در ساری، با اشاره به سیزدهم آبان و روز مبارزه با استکبار اظهار داشت: سال هزار و سیصد و پنجاه نقطه عطفی بنیادین در تاریخ سیاسی معاصر ایران و دوران انتقال از دهه چهل به دهه پنجاه بود. در شرایطی که فضای عمومی جامعه در اوج اختناق و خفقان امنیتی قرار داشت و فقط احزاب دستنشانده حکومتی حق حیات داشتند، نیروهای مؤمن و مذهبی در صحن دانشگاهها، علیرغم اینکه در اقلیت به سر میبردند، گامبهگام به سمت خودباوری، انسجام تشکیلاتی و بالندگی حرکت کردند.
کارشناس دینی با بیان اینکه مطالعه آثار فکری و روشنگرانه علامه شهید مرتضی مطهری نقشی بیبدیل در تغییر موازنه فکری به سود جریان مسلمان ایفا کرد، خاطرنشان کرد: از ابتدای سال پنجاه، تحرکات سیاسی در مراکز آموزش عالی شدت گرفت. دانشجویان بیدار دانشگاه تهران با شجاعت تمام علیه جشنهای پرخرج و تجملاتی دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی دست به اعتراض و تظاهرات زدند و در دانشکده فنی تبریز نیز اعتصابات گستردهای رخ داد که رژیم را مجبور به تعطیلی دانشگاه کرد. همزمان حضرت امام خمینی (ره) نیز از نجف اشرف، ملت غیور و آگاه را به قیام علیه مظاهر استبداد، طاغوت و اشرافیگری درباری فراخواندند و بدینترتیب خطوط اصیل مبارزه ترسیم شد.
رایگان شدن تحصیل؛ شکسته شدن انحصار طبقاتی و تغییر توازن قوا
حجتالاسلام و المسلمین لاغری در ادامه تشریح مقاطع تاریخی نهضت اسلامی یادآور گردید: سالهای پنجاه و یک تا پنجاه و سه دوران تقابلهای سنگین و ناآرامیهای پیاپی به شمار میرفت. در شرایطی که در متن شهرها درگیریها و موج اعدام مبارزان به دست ساواک جریان داشت، در فضای دانشگاه نیز تحرکات صنفی پیرامون وضعیت رفاهی، شهریهها و اعتراضات امتحانی شکل میگرفت. اما دستاورد بزرگ این مقطع آن بود که دانشجویان مذهبی از تزلزل و فقدان نظام فکری عبور کردند و با تکیه بر مبانی عمیق توحیدی، آمادگی تئوریک و شجاعت لازم را برای رویارویی همهجانبه با ایدئولوژی حاکم به دست آوردند.
مبلّغ شهرستان آمل با اشاره به به یکی از رویدادهای سرنوشتساز سال پنجاه و سه ابراز داشت: همزمان با بحران جهانی انرژی و جهش چهاربرابری درآمدهای نفتی، دربار پهلوی کوشید تا با سرازیر کردن پول، ترویج فرهنگ مبتذل غربی و ایجاد رفاه ظاهری، پایههای قدرت لرزان خود را محکم کند. یکی از این تصمیمات محوری، اعلام «رایگان شدن آموزش عالی در کشور» بود. دستگاه حاکم میپنداشت با این امتیاز، آتش خشم جوانان فروکش میکند و نارضایتیها مهار میشود، غافل از آنکه این تصمیم در محاسبات الهی، بستری برای تسریع روند انقلاب شد.
کارشناس دینی تصریح نمود: تا پیش از طرح آموزش رایگان، دانشگاهها عمدتاً در انحصار فرزندان طبقات مرفه، متوسط به بالا و جریانهای محافظهکار قرار داشت. اما با حذف هزینههای سنگین دانشگاه، جوانانی از لایههای محروم، خانوادههای مستضعف و اقشار زیرمتوسط که باورهای عمیق دینی داشتند و درد ظلم و فقر را چشیده بودند، به درون مراکز آموزش عالی راه یافتند. ورود گسترده این جوانان انقلابی، توازن سیاسی و اجتماعی محیطهای آکادمیک را دگرگون ساخت و دانشگاهها را رسماً به سنگرهای نفوذناپذیر عدالتخواهی و مبارزه با ستم تبدیل نمود.
خطکشی با تفکرات انحرافی و حماسه تاریخی ۱۵ خرداد ۵۴
حجتالاسلام والمسلمین لاغری با تبیین روند تفکیک مرزهای اعتقادی در محیطهای دانشجویی خاطرنشان کرد: حضور پرشمار فرزندان اقشار مذهبی، روحیه ظلمستیزی را ارتقا داد و نمادهای اسلامی نظیر جلسات مذهبی و حجاب را در دانشکدهها احیا کرد. در آن برهه، اگرچه شانزده آذر نمادی عمومی میان همه سلایق دانشگاهی به شمار میآمد، اما وارد شدن سالگرد «پانزدهم خرداد» به تقویم دانشگاه، مرزبندیها را آشکار ساخت. از آنجا که پانزدهم خرداد برآمده از غیرت دینی و پیروی از مرجعیت شیعه بود و جریانهای چپ و مارکسیست در آن حضور نمییافتند، دانشجویان مسلمان با شعارهای الهی و ندای «شهادت» و تجدید عهد با «امام خمینی»، صفوف خود را از مدعیان دروغین خلق جدا کردند.
وی با اشاره به توطئه سیاسی شاه در سال پنجاه و سه اظهار داشت: با پایهگذاری «حزب رستاخیز» و تعطیلی احزاب صوری، شاه دیکتاتوری مطلق خود را علنی کرد و رسماً هشدار داد هرکس به این حزب ملحق نشود، یا گذرنامه بگیرد و از کشور خارج شود و یا راهی زندان گردد. در این پیچ تاریخی، فتوای قاطع امام راحل (ره) مبنی بر «تحریم عضویت در حزب رستاخیز»، جانی تازه به دانشگاه دمید. دانشجویان با الهام از فرهنگ عاشورا خروشیدند و شعار سر دادند که «یزید زمان بیعت میطلبد» و بدین شیوه خط بطلانی بر نقشههای دستگاه طاغوت کشیدند.
مبلّغ شهرستان آمل به نقطه اوج مبارزات دانشگاهی اشاره کرد و گفت: در سال پنجاه و چهار و در پاسخ به فرمان حضرت امام برای پاسداشت باشکوه پانزده خرداد، عظیمترین خروش دانشجویی سراسری در تاریخ پهلوی برپا گردید؛ حرکتی حماسی که تمامی معادلات سیاسی داخلی و بینالمللی را دستخوش زلزله کرد. هرچند رژیم با خشونت بیرحمانه و یورش به خوابگاهها و بازداشت صدها دانشجو کوشید فریادها را خاموش کند، اما این شکنجهها پیوند دلدادگی نسل جوان با مرجعیت و راه امام را مستحکمتر ساخت. پس از آن نیز تکثیر و پخش مخفیانه اعلامیههای نهضت، جریان دانشجویی را به خیزش سراسری تودههای مردم پیوند داد.
همبستگی راهبردی حوزه و دانشگاه؛ شلیک نهایی به رژیم ستمشاهی
حجتالاسلام و المسلمین لاغری با تشریح سالهای پایانی رژیم سفاک پهلوی تصریح کرد: سفر کارتر، رئیسجمهور وقت ایالات متحده، به ایران و بهکارگیری تعبیر توخالی «جزیره ثبات»، پهلوی را به این توهم رساند که تمامی هستههای مقاومت از میان رفتهاند. بر همین اساس، حکومت با هدف هموار کردن سلطنت ولیعهد، ژست فضای باز سیاسی گرفت؛ اما این تدبیر خام، به فرصتی طلایی برای انسجام جبهه اصیل نیروهای خط امام تبدیل شد.
وی با اشاره سال پنجاه و شش به عنوان «سال انفجار خشم عمومی» خاطرنشان کرد: درگذشت مشکوک دکتر شریعتی و به دنبال آن شهادت مظلومانه آیتالله حاجآقا مصطفی خمینی (ره)، دریایی از اندوه و قیام پدید آورد. واکنش ابلهانه رژیم و چاپ مقاله موهن علیه امام راحل در روزنامه اطلاعات، با قیام خونین حوزه علمیه قم و خروش فضلا و طلاب همراه شد. به خاک و خون کشیدن طلاب و مردم قم جرقهای بود که با چهلمهای پیاپی تبریز، یزد و دیگر شهرها پیوند خورد و ارکان کاخ ستم را لرزاند.
کارشناس دینی با اشاره به نقش محوری محیطهای علمی در سال ۵۷ خاطرنشان کرد: در سال سرنوشتساز ۵۷، دانشگاههای سراسر کشور به اتاق فرماندهی و مراکز فرماندهی نهضت مبدل گشتند. دانشجویان با تعطیلی کلاسها و سازماندهی تظاهرات خیابانی، خواستههای بنیادین نظیر سرنگونی سلطنت، آزادی تمام زندانیان سیاسی و بازگشت بیقید و شرط امام خمینی (ره) را مطالبه کردند. برای نمونه، در ۱۸ اردیبهشت سال ۵۷، دانشجویان شجاع دانشگاه تبریز در مراسم چهلم شهدای ۲۹ بهمن، با دست خالی و پرتاب سنگ در برابر گلولههای جنگی ایستادگی کردند؛ حماسهای که به بسته شدن درهای دانشگاه تا سپیدهدم پیروزی انقلاب منجر شد.
حجتالاسلام والمسلمین حسین لاغری پیوند ناگسستنی دو بال حوزه و دانشگاه را عامل تیر خلاص به استبداد برشمرد و تأکید کرد: جلوه ماندگار این وحدت، تحصّن تاریخی علمای برجسته قم و بلاد در دانشگاه تهران بود که در اعتراض به توطئههای بختیار جهت ممانعت از پرواز انقلاب شکل گرفت. این حرکت هوشمندانه، تفرقهافکنیهای سالیان دراز رژیم میان حوزویان و دانشگاهیان را سوزاند و جبههای یکپارچه ساخت. همچنین پیشبینی حضور اولیه امام خمینی (ره) پس از ورود تاریخی به وطن در دانشگاه تهران، گواه روشنی بر اهمیت راهبردی قشر دانشجو در نگاه رهبری نهضت بود؛ پیشقراولانی که با ایمان، شهادتطلبی و بصیرت، طاغوت زمان را واژگون ساختند و مسیر تاریخ را به سوی عزت و استقلال تغییر دادند.










نظر شما